امروز    جمعه , ۲۹,ارديبهشت,۱۳۹۱   Friday , 18,May,2012  - 

گشتي در حواشي اختتاميه شعر فجر
صلوات شاعر ايتاليايي براي شاعران قديمي ايران چاپ پست الکترونیکی
۲۴۸۶۹
ادبی
چهارشنبه ، ۳ اسفند ۱۳۹۰ ، ۱۲:۳۷

فرهنگخانه: آئين اختتاميه ششمين جشنواره شعر فجر كه با حضور محمود احمدي‌نژاد، آيت‌الله محمدي گلپايگاني، سيدمحمد حسيني و برخي از شاعران داخلي و خارجي برگزار شد با حاشيه‌هايي همراه بود كه جالبترين آن صلوات شاعر ايتاليايي براي شاعران قديمي ايران بود.

در بخشي از اين مراسم وقتي قرار شد دومينکو اينجليتو شاعر ايتاليايي شعرخواني كند، گفت: ترجيح مي‌دهم درباره ارتباط شاعرانه خود و زبان فارسي در سال‌هاي اخير اشاره کنم.

اين شاعر ايتاليايي افزود: بنده از فارسي به ايتاليايي شعر ترجمه مي‌کردم. پس از چند سال دريافتم زبان فارسي بر من نازل مي‌شود، متوجه شدم فارسي و پرتغالي ترکيبي از سيم و زر تاجي بود که در دلم نهاده شد. بنابراين مچ دست و رگ و گردنم را به زبان فارسي تقديم کردم تا انسان شدم خواهش مي‌کنم براي همه شاعران ايراني ديروز، امروز و فردا صلوات بفرستيد. از ديگر نكات جالب اين مراسم شعرخواني آيت‌الله محمدي گلپايگاني بود.


ژاله صادقيان مجري اين برنامه با اشاره وزير ارشاد از رئيس دفتر مقام معظم رهبري خواست تا لحظاتي به شعرخواني بپردازد.

حجت‌الاسلام گلپايگاني پس از حاضر شدن بر تريبون گفت: بنا به احتياط شعري را به همراه خودم به اين جلسه آورده‌ام چرا که پيش‌بيني مي‌کردم از بنده براي شعرخواني دعوت شود. اين موضوع و دعوت غافلگيرانه از ظرافت‌هاي وزير ارشاد است که اين نقشه را کشيده بود. من هم غزل کوتاهي به حضرت ولي عصر(عج) تقديم مي‌کنم. از ديگر بخش‌هاي اين برنامه مشاعره بود كه با استقبال و تشويق حاضرين همراه شد.

در اين بخش اسماعيل آذر به همراه چهار بانوي کوچک‌ به مشاعره پرداختند که پس از اجراي برنامه حاضران تحت تأثير قرار گرفته و تا دقايقي اين گروه را تشويق کردند. در پايان اين بخش محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور با هدايايي (شامل سکه و لوح تقدير) به استقبال اين شاعران کودک رفت.

 

نظر شما


Security code
دوباره سازی کد

تبلیغات

سخن روز

سه شنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۱
دير و دور

 

 

 

فاضل نظری

 

 

بعد از اين بگذار قلب بي‌قراري بشكند
گل نمي‌رويد، چه غم گر شاخساري بشكند

بايد اين آيينه را برق نگاهي مي‌شكست
پيش از آن ساعت كه از بار غباري بشكند

گر بخواهم گل برويد بعد از اين از سينه‌ام
صبر بايد كرد تا سنگ مزاري بشكند

شانه‌هايم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه
تخته‌سنگي زير پاي آبشاري بشكند

كاروان غنچه‌هاي سرخ، روزي مي‌رسد
قيمت لبهاي سرخت روزگاري بشكند


#fc3424 #5835a1 #1975f2 #b487c5 #af8cb4 #3ac3c6